خرید بک لینک
هوا سرد است و برف آهسته باردز ابری ساکت و خاکستری رنگزمین را بارش مثقال، مثقالفرستد پوشش فرسنگ، فرسنگسرود کلبهی بیروزن شبسرود برف و باران است امشبولی از زوزههای باد پیداستکه شب مهمان توفان است امشبدوان بر پردههای برفها، بادروان بر بالهای باد، باراندرون کلبهی بیروزن شبشب توفانی سرد زمستان آواز سگها:زمین سرد است و برف آلوده و ترهوا تاریک و توفان خشمناک استکشد - مانند گرگان - باد، زوزهولی ما نیکبختان را چه باک است؟کنار مطبخ ارباب، آنجابر آن خاک ارههای نرم خفتنچه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاهعزیزم گفتن و جانم شنفتنوز آن ته ماندههای

برچسب: بنوش ای برف گلگون شو برافروز,بنوش ای برف,بنوش ای برف گلگون شو, نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 7:39

هیچوقت نمیتوانی در دنیا چیزی را بیابی که به واقع "رایگان" باشد.هر چیزی یک هزینهای دارد. بعضی چیزها هزینهی ریالیشان بالاست؛ بعضی چیزها ریال کمی میخواهند اما از کیسهی وقتت بر میدارند (گاه به اندازهی دقیقهای و گاه به اندازهی سالها)بعضی چیزها از کیسهی عزت نفست میخواهند و بعضی دیگر از کیسهی اعتبارت و هرگاه که کاری میکنی، داری چیزی را از کیسهای میبازی. اما باختن، علاوه بر مفعول، متمم نیز میخواهد: معمولاً چیزی را در برابر چیز دیگری میبازیم.پول را در برابر محصول؛ وقت را در برابر یک کار و حتی احساسی را در برابر احساس دیگری... و این

برچسب: نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 5:03

سلام قبلاً در اینستاگرامم در پستی به بهانهی محتوای ارزشمند و بیارزش راجع به اهمیت قائلشدن چیزهایی نوشتهبودم. اما چیزی که الآن مینویسم شریح اتفاقیه که بعد از ظهر افتاد و دوباره من رو به فکر کردن راجع به ارزشقائلشدن کشوند. مؤسسهای هست که توش تو سطوح مختلف جزواتی تهیهشده و اون جزوات تو کلاسهاش تدریس میشه؛ ردهی سنی کلاسها متفاوته: تو بعضی کلاسها افراد میانسال هستن و تو بعضی کلاسها جوونترها و نوجوونترها. من هم یکی از مدرسین این مؤسسه هستم و خب با توجه به سنم معمولاً تو کلاسهای سنین پایین مشغولم... داستان از اینجا شروع شد ک

برچسب: نیمی از گله ی مارا سگ چوپان خورده, نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:13

عبارتی هست از سعدی که بنیآدم اعضای یک پیکرند (یا اعضای یکدیگرند) خیلی دوست داشتم فرصتی بهم دست بده راجع بهش بنویسم... مثل اکثر چیزای دیگه یه روش برخورد با این مصراع اینه که افتخار کنیم که این عبارت سردر سازمان ملل حکشده و آریایی نیستی اگه کپیش نکنی! اما بد نیست فکر کنیم عضو یک پیکر بودن یعنی چی که اینقدر اهمیت داره. تو مسیر فرگشت، سلولها شروع کردند به پیشرفتکردن. کمکم مشکل کمبود مواد غذایی پیش اومد و سلولهایی به وجود اومدن که به جای کربن از مواد دیگهای استفاده کنن. کمکم سلولهایی به وجود اومدن که به مواد غذایی اطراف وابسته نبودن و میتون

برچسب: نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:13

ابن مشغله میگوید، روزگاری به همسرم نوشتم:
"خوشبختی، عروسکیست ساختهشده از عشق و ایمان؛ نه هیچ چیز دیگر"

و امروز مینویسم:
"اما عزیز من! عروسکهای کوکی، بدترین عروسکهای دنیا هستند؛ چرا که بدون ایمان، بدون عشق، بدون اراده، و بدون شعور حرکت میکنند. و چیزی از این خطرناکتر، برای سعادت انسان وجود ندارد..."

-ابوالمشاغل، نادر ابراهیمی

برچسب: عروسک های کوکی,عروسک های کوکی فروغ,میتوان همچون عروسکهای کوکی بود, نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:13

چیزی به نام مرگ طبیعی وجود ندارد! چربیهایی که میخوریم کمکم عروقمان را تنگ میکنند. مقادیر خیلی کم فلزات سنگینی که فرو میبریم یا استنشاق میکنیم آرامآرام بعضی از گوشههای دور از دید بدنمان را ضعیف میکنند. ذهنمان را خیلی با ملایمت و آهستگی خسته میکنیم و آخر سر میگوییم مُرد.... به مرگ طبیعی مُرد.... و این مردن این قدر آهسته و آرام طی سالها رخ داد که ندیدیم درد کشیدنش را؛ ندیدیم از کار افتادنهایش را. سرمان را برگرداندیم و دیدیم که مُرد... و گفتیم طبیعی مُرد. آن قدر طی سالها عروق رابطههایمان را با چربی بیمحبتی تنگ کردیم، آن قدر خودخوا

برچسب: چیزی به نام حریم امام رضا,چیزی به نام سرطان وجود ندارد,چیزی به نام عشق وجود نداره,چیزی به نام شانس,چیزی به نام عقل گرا,چیزی به نام زندگی دارم,چيزي به نام زندگي,چیزی به نام عشق,چیزی به نام زمان وجود ندارد,چیزی به نام حرمت, نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:12

محبتکردن لیاقت میخواهد و ما در بسیاری از مواقع نداشتهایم.
هرکسی میتواند، اگر بخواهد، بخششِ بخشندگان را بپذیرد و ایشان را مدیون خود کند.


اما هر کسی شایستهی آن نیست که درمقام بخشندگی قرار گیرد، بی آنکه در جایگاه خفتدهنده نیز باشد...
ایثار، به دشواری جاندادن است.

-آتش بدون دود، نادر ابراهیمی

برچسب: نویسنده: نیما حبیبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:12

صفحه بندی